از اينكه اين وبلاك را بازديد ميكنيد متشكريم

۱۳۸۷ فروردین ۲۶, دوشنبه

مطالعه عملكرد Inducer

مطالعه عملكرد Inducer
ایندیوسر يك پمپ كمكي بسيار كوچك مي باشد كه بصورت Booster عمل كرده و فشار مكش را تا يك اندازه مطلوب براي Impeller اصلي پمپ بالا مي برد. با اضافه كردن Inducer به پمپهاي دوراني با سرعت بالا، NPSHr (Net Positive Suction Head required) مي تواند تا اندازه ممكن كاهش يابد. سيالات محلولي كه احتمال دو فازي شدن (تبخير) آنها زياد مي باشد مي توانند بوسيله اين پمپها انتقال يابند، مانند آب آمونياكي 13% كه در واحد كريستال ملامين مجتمع پتروشيمي خراسان موجود مي باشد و براي قسمت Ammonia Stripping پمپ مي شود. از طرفي NPSHr پائين باعث مي شود بتوانيم با مصرف انرژي كمتر، دور بيشتري را داشته باشيم.
يك فاكتور اساسي كه بايستي براي انتخاب پمپهايي براي انتقال سيالاتي كه داراي مايعي هستند كه در دماي كاري پمپ، فشار تبخير آنها به فشار Suction نزديك است اين است كه NPSHr به اندازه كافي پائين طراحي گردد.
NPSHr مقدار مورد نياز Head و Suction پمپ است كه از Cavitation جلوگيري مي كند كه با طراحي پمپ در ارتباط است.
NPSHa مقدار موجود Head در Suction پمپ مي باشد كه با شرايط سيستم دما و دبي و… در ارتباط است.
در نقطه اي كه سيال وارد پره هاي اصلي (eye) پمپ دوراني مي شود، فشار سيال كاهش پيدا مي كند. اگر فشار مطلق سيال در اين نقطه تا اندازه فشار تبخير مايع (vapor pressure) كاهش پيدا كند، حبابهاي گاز يا بخار شروع به شكل گرفتن مي كنند.
با حركت اين حبابها توسط سيال داخلي پره هاي اصلي پمپ، فشار افزايش يافته و اين حبابها در هم فرو ريخته و پديده اي به نام cavitation اتفاق مي افتد. اين پديده تنها اثر noisy نداشته بلكه مي توانند به پره هاي پمپ آسيب برسانند كه به مرور زمان اين آسيب بر روي شافت، بيرينگها، مكانيكال سيلها و اجزاي ديگر پمپ اثر منفي و مخرب گذاشته و باعث بالا رفتن ارتعاشات و پايين آمدن راندمان پمپ مي شود و عمر مفيد پمپ را پايين مي آورد.
ميزان و درجه افت كارآيي (افت head پمپ) به نسبت حجم بخار به مايع (Vg/Vf) در suction پمپ بستگي دارد. سيالي كه در آن اين نسبت زياد باشد، افيت كارآيي بيشتري نسبت به سيالي كه اين نسبت در آن كمتر است را دارد. بنابراين براي يك ميزان ثابت و مشخص افت كارآيي، NPSHr با نسبت Vg/Vf كاهش پيدا مي كند.
طبق تعريف مؤسسه استاندارد هيدروليك، NPSHr يك پمپ همان NPSHa آن پمپ است كه باعث شود head كلي پمپ به ميزان 3% از جريان كاسته شود و از ايجاد بخار در ورودي پره ها جلوگيري كند.
مشخصه NPSH پمپهاي مختلف مي تواند با سرعت سيال در suction پمپ مي تواند مقايسه شود. در يك پمپ با سرعت سيال ورودي بيشتر، پره ها (eye) يا چشمه پره ها بزرگتر خواهد بود. مي دانيم كه سرعت بيشتر سيال سبب كاهش فشار استاتيكي كه مي تواند به اندازه فشار تبخير سيال رسيده و دچار cavitation گردد.
بنابراين سرعت كمتر سيال باعث فشار استاتيكي بيشتر سيال در آن نقطه مي شود و اين يعني يك شرايط ايمن از به وجود آمدن cavitation.
مي دانيم كه سرعت برابر است با دبي جريان تقسيم بر سطح مقطع آن، يك سطح بزرگتر (براي يك دبي خاص) سرعت را كاهش مي دهد و اين همان دليل استفاده از لوله بزرگتر در suction پمپ مي باشد.
بنابراين هرچه چشمه پره ها بزرگتر باشد، NPSHr كمتر خواهد بود. اما جريان سيال در منطقه چشمه پره ها (eye) به سادگي و يكدستي جريان در مسير مستقيم نمي باشد. چشمه پره ها داراي يك شكل منحني وار مي باشد كه سيال را راهنمايي به چرخش مي كند.
در اين نقطه يعني impeller eye جريان سيال به نوعي مغشوش گشته و هرچه از نظر ابعادي بزرگتر باشد، با اغتشاش بيشتر در جريان مي شود.
در هر حال به اين نتيجه مي رسيم كه هر چه چشمه پره ها بزرگتر باشد، NPSHr كاسته مي شود كه اين خوب است اما باعث اغتشاش در جريان شده و راندمان پائين مي آيد كه همان HEAD كلي پمپ ميباشد.
براي غلبه بر مشكل ذكر شده يك قطعه به نام inducer بر روي همان شافتي كه impeller اصلي قرار دارد جلوتر از آن نصب مي شود كه باعث كار كرد بدون دردسر cavitation براي پمپهاي با سرعت بالا تحت شرايط محدود فشار ورودي ما مي گردد.
حال مي دانيم كه Inducer قطعه اي است كه در ورودي پمپهاي با دور بالا، باعث افزايش head ورودي مي شود كه جلوي ايجاد cavitation در impeller اصلي را مي گيرد. تصوير صفحه بعد، وضعيت و شكل جريان در ورودي و خروجي inducer را نشان مي دهد.
همانطور كه ذكر شد، استفاده از inducer به مانند استفاده از يك پمپ كمكي مي باشد كه فشار مكش را افزايش داده، بنابراين سيال هنگام برخورد به impeller كه بايستي شاهد افت آن باشيم، داراي فشار بالاتري بوده و اين از بخار شدن آن جلوگيري مي كند همانطور كه در نمودار تغييرات فشار (شكل زير) نشان داده شده است، فشار سيال در طول inducer كه باعث افزايش NPSH در قسمت ورودي (eye impeller)، و اين افزايش باعث مي شود علي رغم افت فشار سيال در برخورد با impeller بازهم يك حاشيه امنيت (safety margin) بين فشار در اين نقطه و فشار تبخير سيال وجود داشته باشد.
نمودار فشار در inducer

مطلبي كه در اينجا قابل ذكر است اينست كه cavitation ممكن است براي خود inducer اتفاق بيافتد. زماني كه تبخير در ورودي inducer اتفاق مي افتد سيال به تعداد بسيار زياد و ريز حبابهاي بخار تبديل مي شود ولي از آنجائيكه inducer براي افزايش فشار بسيار كمي در طول پره هاي آن با يك جريان ثابت طراحي شده است، به همين دليل ضربه حاصل از تركيدن حبابها زياد نخواهد بود و هيچ تأثيري در كاركرد دستگاه نخواهد داشت.
اصلي ترين مورد كاربرد inducer در سيستمهايي است كه NPSH خيلي كمي دارند طراحي و بهينه سازي هر چه بيشتر در پمپهاي داراي inducer باعث اتلاف انرژي كمتر و هزينه كمتر مي شود. در زمينه بهبود هرچه بيشتر performance suction در يك پمپ دوراني، inducer نقش بسيار مهمي در انتقال سيالات دوفازي ايفا مي كند. همانطور كه در نمودار زير مشاهده مي كنيد، تفاوت ميان ظرفيت انتقال سيال دو فازي با استفاده از inducer و بدون استفاده از آن مقايسه شده است.

افزايش راندمان و عمر بيرينگهاي برنرهاي توليد بخار HP و بهبود شعله از طريق اصلاح طراحي

افزايش راندمان و عمر بيرينگهاي برنرهاي توليد بخار HP و بهبود شعله از طريق اصلاح طراحي
بجنورد، پتروشيمي خراسان
mmghiami@yahoo.com



چكيده
با توجه به خرابيهاي متعدد برنرهاي توليد بخار HP واحد آمونياك سازي ناشي از برگشت شعله و داغ شدن بيش از اندازه كيسينگ و در نتيجه خرابي بيرينگهاي محور آن، كه منجر به كاهش توليد 60 الي 80 تن بخار در ساعت به دليل از سرويس خارج شدن برنر و حد اقل 10 ساعت زمان تعمير آن مي شد، كار تحقيقاتي و بررسي اشكالات طراحي و ساخت برنر آغاز شد كه در نتيجه با تغيير زاويه سوراخهاي گاز خروجي از نازلهاي برنر و بهينه سازي تعداد و قطر آنها باعث ايجاد محدوده يكنواخت سوخت حول محور چرخش و عمود بر مسير جريان هوا و اختلاط بهتر سوخت و هوا گرديد كه در نتيجه با افزايش ضريب اختلاط گاز و هوا، راندمان بيشتر، شعله بهتر و با فاصله مناسب از كيسينگ برنر و در نتيجه افزايش عمر قطعات برنر به خصوص بال بيرينگهاي محور حاصل گرديد. همچنین با تغییر زاویه خروج گاز از نازلهای برنر باعث افزایش انتقال حرارت تشعشعی به تیوبهای بویلر و کاهش بسیار زیاد Hot Spot تیوبها و افزایش عمر آنها شده اثرات موثر این تغییر در احتراق بهتر و کاملتر در آنالیز محصولات احتراق خروجی از Stack بویلر کاملا مشهود گردید.
واژه هاي كليدي: برنر- نازل- هوزينگ- بليد- مومنتوم- تشعشع- احتراق
1- مقدمه
برنر JOHN ZINC يكي از قسمتهاي بسيار مهم بويلر كمكي واحد آمونياك سازي مي باشد كه وظيفه اصلي آن تأمين حرارت مورد نياز كويلهاي بويلر جهت توليد بخار فشار بالا (HP) مي باشد. لذا از سرويس خارج كردن بويلر جهت انجام عمليات تعميراتي مستلزم صرف هزينه هاي زياد مي باشد.
همچنين بر اساس گزارش ارسالي از شركت ANTISS مبني بر عدم معامله شركت JOHN ZINC با شركتهاي ايراني و تحريم اقتصادي آمريكا و به علت خرابيهاي پي در پي برنر ناشي از جام كردن و خرابي بيرينگهاي محور آن تصميم به بررسي و تحقيق در مورد عوامل ايجاد اشكال، اصلاح طراحي و ساخت و در صورت امكان ساخت مجموعه كامل برنر گرفته شد.
با مطالعه و بررسيهاي متعدد از نحوه چگونگي تشكيل شعله مشخص شد كه به علت بك زدن شعله و داغ شدن بيش از اندازه كيسينگ برنر و بيرينگهاي داخل آن باعث از كارافتادگي برنر مي شد كه علت اصلي ايجاد اين مشكل طراحي نامناسب سوراخهاي خروج گاز نازلهاي برنر تشخيص داده شد.
با اصلاح و تغيير زاويه سوراخهاي گاز خروجي نازلهاي برنر و بهينه سازي قطر و تعداد آنها كه منجر به افزايش ضزيب اختلاط گاز و هوا و احتراق كاملتر و مناسبتر شعله گرديد كه در نتيجه اين طراحي جديد، راندمان و عمر قطعات برنر به خصـوص بيرينــگهاي محور افزايش يافت. با مهـندسي معكوس و تهيه نقشه هاي مناسب ساخت و اعمال طراحي جديد در نقشه ها اقدام به ساخت كامل برنر شد كه در حال حاضر تعداد چهار عدد برنر به طور كامل ساخته شده كه با راندمان بهتر و عمر كاري بيشتر در سرويس مي باشد.در اين مقاله در ابتدا به شرح كامل قطعات مختلف برنر، محاسبات مربوط به اندازه حركت (MOMENTOM) و تأثير آن بر سرعت چرخش برنر و شرح مكانيزم حركت برنر پرداخته مي شود. سپس با تشريح مراحل ساخت برنر، محاسبات مربوط به طراحي و ساخت، چگونگي انتخاب متريال مناسب و آناليز آنها و نحوه و محاسبات بالانسينگ برنر پس از ساخت پرداخته ميشود. سپس به تأثیرات تغییر زاویه خروج گاز از نازلها بر انتقال حرارت تشعشعی به تیوبهای بویلر و کیفیت محصولات احتراق پرداخته می شود. در پايان با مقايسه هزينه هاي خريد خارج با هزينه هاي ساخت در داخل مجتمع به ميزان صرفه جويي ارزي پروژه پرداخته مي شود.

۱۳۸۶ اسفند ۲, پنجشنبه

cci


INDUCER



مقدمه و شرح كارپمپ P-3117 يكي از مهمترين پمپهاي واحد ملامين به شمار مي آيد. اين پمپ از نوع گريز از مركز افقي ميباشد كه در مسير ورودي واحد جداسازي آمونياك قرار گرفته است كه وظيفه پمپاژ محلول آب آمونياكي AMMONIA 13% برگشتي از سانتريفوژ را با فشار 28.4 KG/CM2 با دبي 40.6 M3/S به برج STRIPER واحد AMMONIA RECOVERY را داراست.اين پمپ با دور 6891 RPM كه دور نسبتاً زيادي مي باشد، كار مي كند كه بالطبع بالانس بودن قطعات دوار آن (IMPELLER, INDUCER & SHAFT) از اهميت خاصي برخوردار مي باشد و هر گونه اشكال و ايراد كه موجب از كار افتادن آن گردد، خطر توقف توليد (60 تن در روز) را در پي دارد كه متأسفانه اين اشكال در قطعات حساس اين پمپ از جمله INDUCER و SHAFT به وجود آمد.در مرحله اول به دليل عدم موجودي قطعات براي تأمين آن از خارج از كشور اقدام گرديد، اما به جهت اطاله زماني براي تأمين قطعات مورد نظر داشتيم، (50 روز به جهت ارسال از خارج) و نيز هزينه بالاي خريد (21.000$) با رهنمود جناب آقاي مهندس رستگار پور مديريت محترم عامل و آقاي مهندس قاسمي شهري رياست محترم مجتمع، مصمم شديم با امكانات داخل مجتمع و استفاده از پرسنل مجرب، اين قطعات در داخل كارگاه مركزي ساخته شود.براي ساخت اين قطعه حساس كه ويژگيهاي فيزيكي خاصي دارد قبل از هر اقدامي روشهاي مختلف در ساخت قطعه را بررسي نموديم كه با در نظر گرفتن امكانات موجود روش تراشكاري را انتخاب و دستورالعملهاي لازم را تهيه نموديم.با مطالعه و تحقيق در مورد روش ساخت اين قطعه در شركتهاي سازنده اروپائي متوجه شديم روش بكر گرفته شده شامل شكل دهي پره ها وسپس جوشكاري آنها مي باشد. اين روش داراي معايب بسياري مي باشد. از جمله تغيير شكل پره ها در اثر حرارت بوجود آمده از جوشكاري، ايجاد تنشهاي پسماند در قطعه، تغيير خواص مكانيكي ماده در نقطه جوشكاري شده (ترد شدن) كه باعث ضعيف شدن و پايين آمدن عمر قطعه مي گردد كه تمامي معايب با اتخاذ روش تراشكاري و ماشينكاري به دليل همگن بودن و يك تكه بودن قطعه ساخته شده برطرف مي گردد.اين قطعه از يك مارپيچ چهارراهه و از پره هاي با زاويه هاي مختلف و داراي گام متغير تشكيل گرديده است كه لازم بود يك سري تجهيزات ابتكاري را بسازيم و برروي دستگاه تراش نصب كنيم تا بتوانيم قابليتهاي پيچيده و حساس قطعه را ايجاد نمائيم.روش اتخاذ شده در ساخت قطعه به طوري دقيق بود كه عيوبي كه در قطعه اصلي بود را نيز از بين برد. اين اقدام ، دستاوردهاي قابل توجهي را نيز در بر داشت كه به قرار زير ميباشد:دستاورد اول اين بود كه ما بار ديگر تجربه كرديم در صورت باور توانمنديهاي خود قادر هستيم گامهاي بلندي در عرصه صنعت و نيل به خودكفائي برداريم كه بي شك رهنمودها و حمايتهاي مديريت محترم مجتمع نقش اساسي را ايفا مي كند.دستاورد دوم صرفه جوئي قابل توجه اقتصادي بوده يعني علاوه بر صرفه جوئي ارزي موفق شديم از يك وقفه حداقل 50 روزه در روند توليد جلوگيري نماييم يعني مبلغ حدوداً 72000 دلار.خاطر نشان مي گردد عملكرد اين قطعات در پمپ بسيار رضايت بخش بوده و لرزش از 20 mm/s به كمتر از 5 mm/s كاهش پيدا كرده كه در حد استانداردهاي تعريف شده و قابل قبول بر كاركرد پمپ از نقطه نظر مشخصات فني پمپهاي sundyne مي باشد.